هر شب با عطری از یاس و سبدی از ستاره های چشمک زن به دست بوسیه مهتاب میروم من عاشقانه اغوش میگشایم به روی شب و زیبایی هایش شب و مهربانی هایش شب بی رحمی و تنهایی هایش. شب را با منو مهتاب بمان
دنیای این روزای من هم قد تن بوشم شده اینقدر دورم از تو که دنیا فراموشم شده دنیای این روزای من درگیره تنهایی شده تنها مدارا میکنیم دنیا عجب جایی شده هر شب تو رویای خودم اغوشتو تن میکنم اینده این خونرو با شمع روشن میکنم

|